سه شخصی که از هر مباحثه‌ای تاثیر می‌گیرند.

خیلی دیدم که افراد درگیر بحث‌هایی می‌شن که بعد از مباحثه، از وقتی که گذاشتن، حسابی پشیمون می‌شن. بارها هم دیدم که افراد درگیر مباحثه می‌شن و عاقبت بحث رو در نظر نمی‌گیرن. و از تاثیر اون بحث پشیمون می‌شن. گاهی هم هستن افرادی که فکر می‌کنن مسئولیت بحثشون فقط در طی بحث هست و هیچ مسئولیتی نسبت به تاثیرهای بحث کردنشون ندارن.

به همین خاطر من چهارچوبی رو ساختم که درش می‌شه تاثیر بحث کردنمون رو بسنجیم و عاقلانه‌تر در انجامش، تصمیم بگیریم.

سه شخص

هر بحثی که انجام می‌دی بر سه دسته از شخص‌های مختلف تاثیر می‌گذاره: خودمون، مقابلمون، دیگران. هر کدوم از این شخص‌ها، تاثیر‌های مختلفی می‌گیرن. من این تاثیرها رو از نظر گستردگی تاثیر به دو لایه‌ تقسیم می‌کنم تا در کوتاه مدت و بلند مدت تاثیر بحثمون رو بسنجیم.

شخص اول: خودمون

اولین شخصی که تاثیر می‌گیره خودمون هستیم. آیا خودت سود یا ضرری از این مباحثه می‌بری؟ در ادامه توضیح می‌دم که به چه عواملی توجه کنی تا بهتر متوجه تاثیر بحث روی خودت بشی.

لایه اول: من، اینجا، الان

برای بهتر کردن وضعیتمون در زمانِ بحث، از خودمون باید بپرسیم: من چه ادعایی توی بحثم دارم؟ آیا واقعن اعتقادی به ادعام دارم؟ آیا چهار اصل مکالمه گرایس رو رعایت می‌کنم؟ آیا ذهنم باز هست؟ شخص مقابل چه مدرکی باید ارائه بده که به اشتباه بودن ادعام پی ببرم؟ چقدر برای این بحث دارم انرژی می‌گذارم؟

لایه دوم: من، در آینده

ما، نه فقط در حین بحث، بلکه در آینده از بحث تاثیر می‌گیریم. به طورِ مثال ممکنه بعد از بحث متوجه بشیم که شخصِ مقابل، استدلالِ درستی می‌کرد. ممکنه که بحث در مورد مساله‌ای باشه؛ که برامون بی‌ارزش هست. (به طورِ مثال، بهترین طعمِ بستنی.) ولی بعد از بحث، باید در جلسه یا کلاس مهمی شرکت کنیم و انرژیِ زیادی براش لازم داریم. که بحثِ داغمون در مورد بستنی، ذره‌ای انرژی برامون باقی نمی‌گذاره و در نتیجه جلسه یا کلاس مهممون فدای این بحث بی‌ارزش می‌شه.

برای همین باید از خودمون بپرسیم: آیا این بحث، بهترین کاری هست که الان می‌تونم بکنم؟ آیا این بحث، تاثیری در زندگی من داره؟ منِ آینده، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، از زمانی که صرف این بحث کردم، راضی خواهم بود؟

شخص دوم: شخص مقابل

خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنیم که بحثمون روی زندگی شخص مقابلمون چه تاثیری می‌گذاره. آیا باعث می‌شه که فرد مقابل حرفمون رو بپذیره؟ آیا حقیقتی رو می‌پذیره که زندگیش رو بهتر می‌کنه؟ یا نه؟ ممکنه زندگیش رو بدتر کنه. ممکنه هم که فرد روی عقیده‌ی اشتباهش، تعصب بیشتری پیدا کنه. چطوری بسنجیم این تاثیر رو؟ در ادامه توضیح می‌دم.

لایه اول: شخص مقابل، اینجا، الان

از خودمون بپرسیم: آیا شخص مقابلم، ممکنه نظرش تغییر کنه؟ اگر آره، چه مدرکی باید ارائه بدم تا شخص مقابل، نظرش تغییر کنه؟ آیا شخصِ مقابل، کاری مهم‌تر از بحث کردن با من، در حالِ حاضر نداره؟ (مثلن در حین رانندگی، واقعن موقعیت مناسبی برای بحث‌های سیاسی نیست.) آیا شخصِ مقابل، شخصی هست که معمولن در زمان بحث، نظرش تغییر می‌کنه یا معمولن زمانی که آتش بحث خوابید، نگاه باز‌تری به بحث داره؟

لایه دوم: شخص مقابل، در آینده

آیا اگر شخصِ مقابل، نظرم رو بپذیره، اتفاقِ خوبی می‌افته؟ (مثلن اگر با مردی صحبت می‌کنم که زنش رو آزار می‌ده، و اگر در بحث باهاش بتونم که قانعش کنم که آزار زنِش اشتباهه، آیا این باعث بهتر شدن رفتار فرد می‌شه؟ یا این که بخاطر عصبانی شدنِ ناشی از شکستش در بحث، بعد از بحث همسرش رو می‌زنه؟)

شخص سوم: دیگری

سال ۲۰۱۴، بیل نای (مجری برنامه‌های علمی مشهور و نویسنده‌ی کتابی در باب فرگشت) و کن هام (مدیر موزه‌ی آفرینش و از مخالفین آموزش فرگشت) در انظار عموم در یک جا حضور پیدا کردن و مباحثه‌ای رو درباره‌ی فرگشت و خلقت پِی گرفتن. هم بیل نای، و هم کن هام نظر‌هاشون به شکل عمومی در دسترس بود. هر دو نظرهای همدیگه رو می‌دونستن. و نظر‌های همدیگه رو در مورد نظر‌های خودشون رو هم می‌دونستن. هر جفتشون می‌دونستن که نظرشون تغییری نمی‌کنه. و با این حال هزاران کیلومتر سفر کردن و ساعت‌ها آمادگی کسب کردن تا ساعتی رو مقابل همدیگه بگذرونن. چرا این کار رو کردن؟

لایه اول: شنونده

بیل نای و کن هم، نه بخاطر خودشون، نه به خاطر تغییر دادن نظر شخص مقابل. بلکه برای تاثیر گذاشتن روی نظر شنونده‌ها و نزدیکان شنونده‌ها، این کارها رو کردن.

وقتی ما و شخصی با هم بحث می‌کنیم، ممکنه این بحث نه بر روی من تاثیر بگذاره، نه بر روی شخص مقابل، بلکه بر روی افرادی تاثیر بگذاره که شنونده‌ی بحث هستن. این تاثیر می‌تونه مثبت، منفی یا خنثی باشه. گاهی تاثیر این بحث نسبتن مستقیم هست. مثلن زمانی که نامزد‌های ریاست جمهوری با هم مباحثه می‌کنن. هر جفت نامزد‌ها سعی دارن روی نظر شنونده‌ها تاثیر بگذارن. اما گاهی این تاثیر مستقیم نیست. مثلن زمانی که ما با استاد در مورد یک موضوع حاشیه‌ای بحث می‌کنیم، وقتی که سایر دانشجوها سعی در بهره بردن ازش رو دارن رو تلف کردیم.

همیشه توی بحث‌هامون از خودمون بپرسیم: چه کسی داره به حرف‌های ما گوش می‌ده؟ حرف‌های ما چه سودی براش داره؟ آیا این بحث می‌تونه زندگیش رو بهبود ببخشه؟‌ آیا تاثیری توی زندگیش داره؟ چطور می‌تونم زندگی رو برای شنونده بهینه کنم؟

لایه دوم: نزدیکان شنونده

ولی گاهی تاثیر‌ها فراتر از خودمون، شخص مقابلمون و شنونده‌ها می‌ره. گاهی تاثیری که بحث ما روی شنونده‌ها می‌گذاره، روی بقیه هم تاثیر می‌گذاره. به طور مثال، بحث بیل نای و کن هام رو یادت میاد؟ این بحث ناشی از یک بحث بزرگ‌تر در آمریکاست. بحثی که درش در بعضی مدارس، در درس علوم، بجای فرگشت، خلقت رو آموزش می‌دن. بحث کن هام و بیل نای می‌تونست بر روی مدیر مدرسه‌ها و پدر و مادرهای فعالی تاثیر بگذاره که در ادامه‌ی این تاثیر، سواد فرزندشون تحت تاثیر قرار می‌گیره. (آیا منِ دانش آموز، در مدرسه در درس علوم، در موردِ داروین و فرآیند انتخاب طبیعی می‌خونم، یا در مورد آدم و حوا و میوه‌ی ممنوعه؟ وابسته به این هست که مدیر مدرسم حرف بیل نای رو باور کنه یا کن هام.)

از خودمون توی بحث‌هامون بپرسیم: چه افرادی ممکنه غیر از بحث‌کننده‌ها و شنونده‌ها تاثیر بگیرن؟ چه تاثیری ممکنه بگیرن؟ اگر حرف‌های من به کرسی بشینه، چه تاثیری روی جامعه گذاشتم؟ اگر حرف‌های فردِ مقابل به کرسی بشینه، چه تاثیری روی جامعه گذاشته می‌شه؟ آیا با بحثمون جامعه رو داریم قطبی‌تر می‌کنیم؟ آیا باعث خشونت می‌شیم؟

در پایان

تمام این حرف‌ها بخاطر این هست که بتونیم به یک سوال اساسی جواب بدیم: آیا باید بحث بکنم؟

به خوبی تاثیر بحث‌هامون رو بسنجیم. همونطوری که توی مثال‌هام گفتم، هیچ بحثی فقط یک بحث نیست. بلکه لایه به لایه و مرحله به مرحله، روی اشخاص مختلفی که حتی روحشون هم ممکنه بی‌خبر باشه، تاثیر می‌گذاره.


شروع نوشتار: ۵ دی ۱۳۹۶
پایان ویرایش اول: ۱۴ دی ۱۳۹۶
پایان ویرایش دوم: ۱۷ دی ۱۳۹۶
انتشار ویرایش دوم: ۱۹ دی ۱۳۹۶

با تشکر از: فاطمه رحمان‌زاده (سلدا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *