هویت شخصی

به دو سکه زیر نگاه کن. سکه سمت چپ، اسمش  «1» هست. و سکه‌ی سمت راست اسمش «2» هست. سکه‌ی  «1» و سکه‌ی  «2» از هر نظر شبیه به هم هستن. و حالا من جای سکه‌ی  «1» و سکه‌ی  «2» رو عوض می‌کنم.

در نتیجه اتفاقی که موفته اینه که دیگه سکه‌ی «1»، دیگه سکه‌ی سمت چپی نیست. بلکه سکه‌ی سمت راستی شده.

اگر دقت کنی، با وجود این که موقعیت سکه‌ی «1» در طی زمان و همچنین مکان جا‌به‌جا شد، ولی ما باز هم اون رو به عنوان سکه‌ی «1» می‌شناسیمش. این که این سکه، سکه‌ی «1» می‌مونه، هویتش نام داره. هویت سکه‌ی «1» ویژگی ثابتیه که اگر ما سکه‌ی «1» رو ذره،به،ذره تغییر بدیم، سایشش بدیم، ذوبش کنیم و… باعث می‌شه بگیم «این همون سکه‌ی 1 هست که این شکلی شده.» چرا؟ چون هویت سکه‌ی «1» ثابت مونده. 

حالا بیایم به آگاهیمون فکر کنیم. به این که وقتی تو به خودت فکر می‌کنی، «من» می‌دونی خودت رو. وقتی به کودکیت فکر می‌کنی، کودکی رو «من» می‌بینی، اگر جای دیگه‌ای توی این دنیا بری، باز هم «من» می‌دونی آگاهیت رو. به این شکل که می‌گی «من در آینده همه‌ی شهرهای ایران رو می‌بینم». این «من» هم، در طی زمان و مکان ثابته. حتی اگر تک تک مولکول‌های بدنت بخاطر رشد جا‌به‌جا بشه، حتی اگر کلی رشد شخصیتی کنی، باز هم می‌گی «این، منِ آیندست که این تجربه‌ها رو داره».

این چیزی که بهش می‌گی «من»، هویت شخصی ناشی از آگاهی تو هست.